مزه – چشیدن برنامه نویسی Android Wear اندروید

مزه – چشیدن: برنامه نویسی Android Wear اندروید مشاهده دانلود برنامه آموزشی series اندروید android آموزش

گت بلاگز اخبار حوادث شوهرم می گوید از کجا که این نوزاد مال من باشد/ حالا عاشق دخترعمویش شده است ، زن فراری17ساله

زن هفده‌ساله‌ای که دو هفته از زایمانش می‌گذشت، به‌علت پرسشها زندگی از منزل متواری شد و درحالی‌که با فوت دست‌وپنجه نرم می‌کرد، به وسیله ماموران پلیس مشهد نجات پی

زن فراری17ساله:شوهرم می گوید از کجا که این نوزاد مال من باشد/حالا عاشق دخترعمویش شده

عبارات مهم : زندگی

زن هفده ساله ای که دو هفته از زایمانش می گذشت، به علت پرسشها زندگی از منزل متواری شد و درحالی که با فوت دست وپنجه نرم می کرد، به وسیله ماموران پلیس مشهد نجات پیدا کرد.

رکنا نوشت:او که خود را سارا معرفی کرده بود، در گفتگوی اولیه حاضر به همکاری نبود و ادعا می کرد هیچ کس وکاری ندارد و یادش نمی آید منزل ارزش کجاست؛ ولی دراین میان لحن و لهجه او حاکی از آن بود اهل مشهد نیست و این احتمال قوت گرفت که شاید از منزل فرار کرده است.

او به پلیس گفت که دو هفته قبل وضع حمل کرده و فرزند اش را گذاشته و از منزل فرار کرده هست. با هماهنگی های به عمل آمده زن جوان که بعد از تحمل یک راه دور جهت رسیدن به مشهد با فوت دست وپنجه نرم می کرد، به مرکز درمانی انتقال یافت و تحت مواظبت های خاص پزشکی قرار گرفت.

شوهرم می گوید از کجا که این نوزاد مال من باشد/ حالا عاشق دخترعمویش شده است ، زن فراری17ساله

اسم واقعی این زن هانیه هست، او را هنگامی که می بینم که حالش در بیمارستان بهتر شده است و بعد از کمی استراحت حاضر به همکاری با مشاوران کلانتری شده است هست. او گفت: «هفده سال دارم و در یکی از شهرستان های استان آذربایجان زندگی می کنم. حدود دو سال قبل با پسر همسایه مان آشنا شدم. تنهاکسی که از این ماجرا خبر داشت، هم کلاسی ام بود. دوستی مخفیانه من و برزو، چهار ماه و یک روز به طول انجامید تا اینکه یک روز سوار بر موتور سیکلت برزو در راه منزل خواهرم بودیم که پدرم ما را دید. بعد از آن، پدرم برایم خط ونشان می کشید و من هم از ترس، چندروزی منزل خواهرم پنهان شدم و آخر با وساطت مادرم به منزل برگشتم.

هانیه ادامه داد: یک هفته بعد از این ماجرا برزو به همراه پدرومادرش به خواستگاری ام آمدند. خانواده من جواب منفی دادند؛ ولی من و برزو ترساندن می کردیم اگر به خواسته دلمان نرسیم، دست به خودکشی خواهیم زد.

زن هفده‌ساله‌ای که دو هفته از زایمانش می‌گذشت، به‌علت پرسشها زندگی از منزل متواری شد و درحالی‌که با فوت دست‌وپنجه نرم می‌کرد، به وسیله ماموران پلیس مشهد نجات پی

او تصریح کرد: «پدرم خیلی تلاش کرد تا بلکه مرا از تصمیم احمقانه ام منصرف کند، ولی بی فایده بود تا اینکه بعد از رضایت هر دو خانواده، این ازدواج شکل گرفت. ابتدا قرار بود که چهار سال در دوران عقد بمانیم تا هم درس من تمام شود و هم برزو سربازی اش را پشت سر بگذارند؛ ولی همان سال اول دوران عقد باردار شدم.

زن جوان افزود: من در منزل پدرم بودم و برزو در منزل پدرش. بیچاره مادرم یکی از اتاق های منزل را آماده کرده بود و هروقت مهمانی می آمد، می گفت هانیه و شوهرش اینجا زندگی می کنند. در ماه هفتم حاملگی واقعیت تلخی برایم نمایان شد. برزو که از این ازدواج پشیمان شده است بود، با هم کلاسی ام رابطه برقرار کرده بود؛ حتی خبردار شدم خاطرخواه دخترعموی مطلقه اش هم شده است هست. صبر کردم تا فرزند ام را به دنیا بیاورم. بعد از تولد فرزندم برزو و خانواده اش حتی به دیدنم هم نیامدند. حدود ده روز گذشت. فرزند را برداشتم و به منزل پدرشوهرم رفتم. برزو به صورت فرزند نگاه هم نمی کرد. او می گفت اصلا از کجا معلوم این فرزند من هست. شنیدن این حرف ها برایم سنگین و تحمل ناپذیر بود. فرزند را به بهانه ای در منزل پدر برزو رها کردم و بی آنکه بدانم مرتکب چه عملی می شوم، خودم را به مشهد ساندم.

هانیه افزود: «حالم خیلی بد بود و نمی دانستم کجا بروم. به چشمم هم نمی دیدم که به پایانه مسافربری بروم و این همه راه را برگردم. نا امید شده است بودم که ماموران پلیس به دادم رسیدند. برزو فرزند است و اصلا نمی فهمد زن و فرزند یعنی چه. او خودش هر کاری دلش می خواهد، انجام می دهد و به آسانی مرا متهم می کند که چون با هم قبل از ازدواج ارتباط داشته ایم، حتما با پسرهای دیگر هم ارتباط داشته ام.

شوهرم می گوید از کجا که این نوزاد مال من باشد/ حالا عاشق دخترعمویش شده است ، زن فراری17ساله

واژه های کلیدی: زندگی | فرزند | همکاری | ازدواج | خانواده | خانواده | اخبار حوادث

دانلود


دانلود فایل ها

نویسنده : blogzz